فارسی English

.

TANDIS ART BIWEEKLY

آرشیو صفحه اول

کتابسرا

 


 

اخبار نگارخانه ها

 


 

 

توخالي هاي پر زرق و برق / 4 اسفند 1387
[ يا د د ا شتي بر نما يشگا ه ر و نما يي د ر گا لر ي سا چي ]
نويسنده: آدرين سرل / ترجمه: لادن بروجردي

 


رونمايي عنوان نمايشگاهي در گالري ساچي است كه به نمايش آثار تجسمي جديد خاورميانه ميپردازد. نمايشگاهي كه از 11 بهمن 1387 آغاز شده و تا 20 ارديبهشت 1388، ادامه خواهد داشت. اغلب رسانه هاي فارسي گزارشهاي مختلفي از اين نمايشگاه تهيه كرده اند و آن را موفقيتي براي هنر اين منطقه دانستهاند. اما آدرين سرل1، نويسنده گاردين، نظر متفاوتي با همكاران خاورميانهاي دارد! يادداشت پيش رو در 29 ژانويه 2009، به چاپ رسيده است.

عجيب، غير عادي، ترسناك و پيش پا افتاده; تصاويري كيچ از زنان بدكاره و مؤمناني شبح گون. اين توصيفي از آخرين نمايشگاه ساچي است و شخص ساچي مركز اصلي اين توجه. مجموعه داري مرموز با هويتي سودجو نظير مايداس2و اغواگري چون Sevengali و، در عين حال، حساس و خجالتي! شخصي كه مقالات متعددي به نفع مجموعه اش به چاپ ميرسد; اما رونماييِ هنر جديد خاورميانه يك ناكامي است. مانند اغلب نمايشگاههاي پيشين ساچي در روز آغازين توجه زيادي به نمايشگاه جلب خواهد شد; اما، اين توجهي است كه به تدريج فروكش ميكند! پرسش ما درباره اين نمايشگاه اين است:اين آثار تا چه اندازه نمايانگر واقعيت هنر خاورميانه اند؟
چارلز ساچي، تحصيلات آكادميك ندارد; حتا از يك تيم قوي و خُبره از كارشناسان هنر هم بي بهره است. با وجود اين، دائماً بر ارزشهاي فرهنگي گالري اش اصرار ميكند; اما معلوم نيست، بازديدكنندگان، كه براي ديدن آثار ساچي ميروند، دقيقاً از چه بهره آموزشي برخوردار ميشوند! آنچه او را سزاوار تحسين ميكند، اصراري است كه بر ماندن در مسير خود دارد; ساچي به كاري كه نمايش ميدهد، اعتقاد دارد، هرچند اعتقاداتش ميتوانند زودگذر باشند.
از بيست ويك هنرمندي كه آثارشان در رونمايي به نمايش درآمده است، يازده نفر ايراني هستند كه برخي در تهران و مابقي در اروپا و امريكا كار و زندگي ميكنند.
هنرمندان عراقي اين مجموعه در برلين و آريزونا ساكن هستند; يك سوريهاي مقيم بروكلين، يك تونسي ساكن نيويورك و هنرمنداني از لبنان، مصر و تونس مابقي هنرمندان اين نمايشگاه را تشكيل ميدهند.
در يك نگاه كلي، آثار خاورميانهاي ساچي عمدتاً تفاوت چنداني با سليقه اي كه به نمايش ميگذارد، ندارند. بهترين آثاري كه تا به حال از هنرمندان خاورميانه اي ديده ام، فيلم و ويدئو هستند; آثاري كه ساچي هرگز توجهي به آنها نشان نداده. سليقه او بيشتر به ظواهر ميپردازد; براي مثال، دويست پيكرهاي كه به نماد اصلي نمايشگاه تبديل شدهاند. قادر عطيه3، هنرمند فرانسوي از والديني الجزايري، خالق اين پيكرههاست. اندامهايي كه به شكل غارهاي آلومينيومي درآمدهاند! هيچ چيز درون اين پيكرهها وجود ندارد. رداها شبحهايي را احاطه كردهاند; براق اما متظاهرانه و ملالآور. لشكر قادر عطيه نماد كسالت و يكنواختي اند كه مصالح به كار رفته در آن اين احساس را تشديد ميكند. آنها قرار است، نشانگر رنج ناديده گرفته شده زنان و خلا› سايه وارشان باشند و نمادي از انكار وجودي زنان خاورميانه اي. اما خود را فريب ندهيم; اينها آثار خسته كننده و ضعيفي هستند. در كل نمايشگاه مملو از آثار بيمايهاي است كه به تجليل از جسمانيت ميپردازند.
عكسهاي شادي قديريان زناني را به نمايش ميگذارد كه صورتشان پشت تصاويري از جارو، كفگير، اتو، رنده، كاسه و دستكش ظرفشويي پنهان شده است، عكسهايي كه حرفي براي گفتن ندارند!
عكسهاي ديگري هم از زنان قاجاري او به نمايش درآمده است: زنان لباس قاجاري (1925-1794) پوشيدهاند و با همان ژستهاي خشكورسمي جلوي پردههاي نقاشيشده ايستادهاند; عكسهايي كه به دليل ابهامشان جذابتر از پرترههاي قديريان هستند.
در يكي از اين عكسها زني، كه به احتمال خود هنرمند باشد، با لباس سنتي كنار تلفني نشسته است، زن ديگري در حال جارو كردن با جاروبرقي است و يكي ديگر با دستگاه پخش صوت دهه هشتاد ( Ghetto Blaster) بر دوش رودروي ما ايستاده است.
حالت قديمي عكسها و آرايش بيحالت صورتها اندوهي باشكوه و طنزي تلخ به اين دوره قديريان بخشيده است; زناني كه مابين گذشته و حالحيران ماندهاند.
در بخش ديگري از نمايشگاه، مجسمههاي شيرين فخيم را ميبينيم. اگر مجسمههاي دوره زنان تحقيرشده سارا لوكاس را در بُنجلفروشيها به نمايش درآورند، چيزي شبيه مجسمههاي شيرين فخيم ميشود. فيگورهايي با پاشنه هاي بلند و جِلف و چكمههاي لِژدار و اندام اغراقشده كه قرار است، نشانهاي از تمايلات جنسي و بعضاً ترانسكشوال باشد. اما، اين ساختهها، كه خيلي هم به مجسمه نميمانند، چيز زيادي درباره وضعيت جنسيتي خاورميانه به ما نميدهد. هرچند تا حدي به وضعيت پيچيده و متناقض جامعه خالقش اشاره ميكند. وضعيتي كه اغلب خارجيها اطلاعي از آن ندارند. مفاهيم پنهاني كه از خود مجسمهها جالب توجهترند!
در اطراف مجسمههاي فخيم عكسهاي رامين حائريزاده قرار دارد، عكسهاي ديجيتالي كه حالات مختلف و شهواني از هنرمند را به نمايش گذاشته است. وجوه دوجنسيتي اين عكسها زير نقوش پوشيده شدهاند. نقاشيهاي طلامدني نيز مردان ريشويي را نشان ميدهد كه به هم كيك ميمالند و بازي ميكنند و خميازه ميكشند و ميخندند و خون از دماغشان فوران ميكند; تصاويري پرتحرك و خندهدار از مرداني كه كيك و شمع تولد بر سر دارند. اغلب نقاشيهايي كه در اين نمايشگاه ميبينيم، بد هستند و ميخواهند نمايانگر فردگراييهايي باشند كه از آن بيبهرهاند. البته، اين مشكل مختص نقاشي خاورميانه نيست، مشكلي فراگير است. اداهاي نئواكسپرسيونيستي با كيفيتي كارتوني و فخرفروشانه مشخصه اغلب اين كارهاست: هياهوي بسيار ناشي از عجز.
اثر ديگر ماكتي است از مروان رشماوي از ساختمان yacoubian بيروت. مدل بزرگي از يك ساختمان كه در درگيريهاي سال 2006 تخليه شد. ارتفاع ماكت به اندازه قد يك انسان است. كيسههاي شن، بالكنها، پيادهرو و حفاظهاي ايمني درها و پنجرهها به دقت طراحي و قالبريزي شدهاند. واحدهاي ساختماني به مقبرههاي خالي و رعبآور ميمانند. مجسمه اين حس را القا ميكند كه با كوچكترين آسيب يا حركتي نظم هندسياش بر هم ميخورد. اثر رشماوي نمونهاي قابل اعتنا و جاندار از هنر لبنان است. اين در حالي است كه بجز او و نقاشيهاي پيش پا افتاده جعفر خلدي (ساكن دبي) نماينده ديگري از هنر لبنان در رونمايي حضور ندارد.
اما مهمترين قسمت گالري ساچي آثار وفا هوراني است، هنرمندي متولد حبرون كه در لندن و رامالله زندگي ميكند. اثر او قلنديا 2067 (Qalandia 2067) ماكتي است كه بر پنج ستون قرار گرفته و نمونهاي از شهري در آينده است. قلنديا مظهر اشغال اسرائيل است! سيمهاي خاردار، رامالله را از همسايگان فلسطيني شمال اورشليم جدا ميكند. آثار هوراني از مدلهاي واقعي ساخته شدهاند: ابنيه، گذرگاههاي مرزي، فرودگاه و مجموعهاي از نردهها، آنتنهاي تلويزيون و سنگرهاي نظامي. ديوار حايل يك سازه عظيم بتني است; يك طرف آن آينهكاري شده است كه تصوير رامالله در آن منعكس ميشود. ماكت هوراني فلاكت دهشتناكي را نمايش ميدهد; آن سوي ديوار بتني، استخر و تفرجگاهها ديده ميشود كه پرچم اسرائيل بر فراز آن قرار دارد و سنگر خمپارهاندازي كه با ستاره داود استتار شده است. هرچه بيشتر به اين ماكت مينگريم، احساس خشم بيشتري در ما به وجود ميآيد. اين كار بر خلاف مجسمه دوزخ اثر برادران چپمن حالت زمختي دارد; احساس ناامني و تحت نظر بودني كه به بيننده منتقل ميكند، علت تأثيرگذاري اثر هوراني است.
اي كاش همه آثار اين نمايشگاه در حدواندازه اين اثر بودند. مشابه همين نقد را ميتوان درباره نمايشگاه بررسي هنر هند در serpentine4 هم نوشت. اگر بازديدكنندگان همان قدر كه با هنر امريكا و اروپا آشنايي دارند، از هنر خاورميانه و هند ميدانستند، حتماً پرسشهاي زيادي درباره عدم توازن آثار منتخب اين نمايشگاه برايشان مطرح ميشد و كممايهگي آثار حاضر، آنها را به اين فكر واميداشت كه: چرا آثار مهم در اين نمايشگاه حضور ندارند؟ فرصتي كه با تأسف از دستمان رفت.

پي نوشت
1. Adrian Searle. 2. Midas. 3. kader Attie.
-4 نام گالري مشهوري در لندن كه در حال حاضر مروري بر هنر هند را در برنامه نمايش دارد. اين نمايشگاه تا چهار اسفند 1387 ادامه خواهد داشت.

 

 

 

Copyright © 2009 - Tandis Biweekly Magazine of Visual Arts