|
اخبار نگارخانه ها
|
پاسداشت یاد
ابوالحسن خان صدیقی در نشست پژوهشی هنر / 13 اردیبهشت 1388
نگارخانه برگ سازمان زيباسازي شهر تهران، با همراهي نشريه تنديس، سلسله
نشستهاي پژوهشي هنر را برگزار خواهد کرد. در اين مجموعه جلسات كه هر ماه
يكبار برگزار خواهد شد، پس از جمعآوري اسناد و مدارك فرهنگي پيرامون يكي
از هنرمندان تجسمي كشور، آثار و شخصيت ايشان مورد نقد و بررسي قرار خواهد
گرفت.
اولين نشست از اين مجموعه به نكوداشت استاد ابوالحسنخان صديقي، نقاش و
مجسمهساز مكتب كمالالملك اختصاصي داشت كه بعدازظهر سهشنبه 8 ارديبهشت در
محل جديد نگارخانه برگ، برگزار گردید،آقايان فريدون صديقي، هادي سيف،
عبدالرضا ذكايي و حميد شانس درباره شخصیت و آثار این هنرمند برجسته مکتب
کمال الملک به ایراد سخن پرداختند..
در آغاز این مراسم، سيد مجتبي موسوي، مدير نگارخانه برگ عنوان كرد: این
نگارخانه قصد دارد در دوره جديد فعاليتهاي خود، با همراهی دوهفته نامه
تندیس و همكاري افراد صاحب نظر، مراسمهايي از اين دست را به پاس نكوداشت
هنرمندان حوزه هنرهای تجسمی برپا کرده و در كنار آن نیز نمايشگاهي از آثار
اين افراد برگزار کند.
وی با اشاره به برگزاری مراسم نكوداشت ابوالحسن صديقي گفت: بيشك ابوالحسن
خان صديقي، پدر مجسمهسازي معاصر ايران است و هيچكس مجسمههاي فردوسي،
خيام، سعدي و ... را از اين هنرمند برجسته فراموش نخواهد كرد. اين مجسمهها
بارها آسيب ديدند و X›% °¯% @œ(
°ظ& @¼& @ مرمت شدهاند، اما مجسمهها كماكان در معرض آسيب و تخريب هستند و
ترميم و جابهجايي آنها از دغدغههاي ما در سازمان زيباسازي محسوب ميشود.
موسوی در خصوص حفظ و نگهداری مجسمههای صدیقی گفت: چندي پيش تصميم گرفتيم،
اصل مجسمهها را به فضايي موزهاي كه امنيت بيشتري براي نگهداري دارد منتقل
كنيم، اما جابهجايي مجسمهها موجب آسيبرساني به این آثارمی شود كه
اميدواريم بهزودي شرايط و مكان مناسبي فراهم شود تا اين مجسمهها را به
بهترين شكل حفظ نماييم.
موسوی با اشاره به مذاكرات سازمان زيباسازي با سازمان ميراث فرهنگي گفت:
از اين سازمان درخواست كرديم تا مجسمههاي ابوالحسن صديقي و چند مجسمه
ارزشمند ديگر همچون مجسمه
ـہ%
l' ها بايد براي نسلهاي آينده باقي بماند.
پس از سخنا کْ% ˆْ% hْ% ًW T(
ي به
عنوان اولین سخنران مراسم گفت: اين مراسم گراميداشت ياد ابر مردي از تاريخ
هنر معاصر ايران است. پدرم پايهگذار مجسمهسازي نوين در ايران درسال 1303
بود. بعد از آن نيز در سال 1313، اولين هزارهي فردوسي با سماجت و دخالت
مستقيم پدرم تشكيل شد و ایشان با ساخت تنديس فردوسي كه بر بال سيمرغ نشسته
بود، اين شاعر بزرگ تاريخ را به لحاظ حجم و تنديس جاودانه كرد. وی گفت: در
سال 1318 او يكي از افرادي بود كه باني راهاندازي دانشكده هنرهاي زيبا در
دانشگاه تهران شد كه من در مراسم 70 سالگي دانشگاه، به سفارش آنها تنديس
نيمتنه پدرم را براي نصب ساختم.
هادي سيف پژوهشگر در عرصه هنرهاي تجسمي سخنران بعدی این آئین نکوداشت بود
که ابوالحسن خان صد é' €ِ' ط ( کW3 ذ- 740;د و گفت: ميتوان به حق
او را ابوالحسنخانكمالالملك صديقي، ناميد كه در آن سالها به انتظار
پاسداشتي لب به سكوت بست و به انتظار باقي ماند.
او سپس به ديدار علی اکبر صنعتی و ابوالحسن خان صدیقی روز اشاره كرد و گفت:
استاد صديقي ميگفت كمالالملك در خوابش آمده و گفته آميرزا ابوالحسنخان
بار سفر را ببند، ديگر زيادي ماندهاي. بيا به چشم ما بپيوند. نميداني چه
شكوهي دارد زندگي در ميان رفتگان! اين pï( ï( °ً( àù( طّ(
د علياكبر دعا كن كه من هم بروم خسته شدهام
خسته ...
او در ادامه به نالههاي همسر ابوالحسنخان صديقي اشاره كرد و به نقل از او
گفت: آقا ميگويد يكصدسال به سراغم نيامدند و در گور زورخانه هنر من و
يادم را فراموش كردند و حالا و در واپس روزهاي حيات مرا به آشنايي ميخوانند،
اما اين ناآشنايي چه فايدهاي دارد؟
سيف به جواب علياكبر صنعتي در برابر اين گفتهها اشاره كرد و افزود: استاد
صنعتي بعد از سكوت گفت آيندگان بيوفايي همچو من شاگردي را برمن نخواهند
بخشيد و شما هم هنوز با قامت راست ايستادهايد در ميادين شهر، گاه در كثوت
فردوسي، زماني سعدي و ديگر گاه بوعلي و داوري تاريخ هرچه خواهد بود، در بيهمتايي
شماست كه بعد از قرنها فردوسي را به عالميان شناختي و اديبان و شاعران را
به ضيافت زمانه خوانديد.
سيف خاطرنشان كرد: در شهر روم ميان آن همه مدعي مجسمهسازي و در شهر زادگاه
ميكل آنژ و در كنار ديگران همه را واداشت تا در مقابل مجسمهي داناي توس
زانو بزند و در همان جا شما را ميكل آنژ شرق خواندند، اما انگار نه انگار
كه از شما همچو تعريفي شده است.
هادی
سیف افزود: علياكبر خان در ادامه اين ديدار خطاب به استادش گفت: آقا شما
هميشه خودتان را رندانه بهدست فراموشي سپردهايد اما من فراموش نكردم كه
در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در كنار صدها مدعي مقام نخست را كسب كرديد و
بسيار از شما نوشتند. شما مظهر مهر و نشاني از عواطف انساني فراموش شده
هستيد و به من ياد داديد كه هنرم را به ميان مردم تهيدست ببرم و هنرم را
پيشكش خلقي كنم كه همچون خودم رنج كشيده بودند. من از مجسمهي سياه نيزن
شما آموختم كه آبروي هنر در همدلي با رنج است، اما ما چه كرديم در برابر
جانشين والاي كمالالملك؟! سوگند به خدا كه هيچ نكرديم.
در ادامهي اين مراسم عبدالرضا ذكايي خواهرزاده و داماد ابوالحسن صديقي
درباره اين مجسمهساز برجسته ایرانی به ایراد سخن پرداخت و گفت : صديقي
نگيني پربها در انگشتري هنر دنيا بود و او را ميكل آنژ شرق ناميدند، اما
فضاي زندگي ابوالحسنخان كجا و فضاي زندگي ميكل آنژ كجا! ميكل آنژ از
زماني كه زبان باز كرد هنر، مجسمه و عشق ديد.
ذكايي خاطر نشان کرد: بعد از ابوالحسنخان ديگر همتايي چو او نخواهيم داشت.
زيرا او ابوالحسنخان است كه همتاي نام و شهرتش ديده نخواهد شد. چه بسا كه
بعد از دريافت نشان ممتاز از كمالالملك و اتمام مدرسه به دليل بيوفايي كه
به استادش شده بود كشور را ترك ميكند و امتحان سخت دانشكده را ميگذراند و
رتبهي اول را در ميان هشتاد دانشجوي مدعي كسب ميكند.
وی گفت: ابوالحسنخان براي اتمام دانشگاه در رشته مجسمهسازي بايد پروژهاي
ارائه ميداد كه از يك مدل زنده دختر جواني ساخته بود و زماني كه مجسمه را
در كنار مدل ارائه كرد تمام حضار متعجب شدند كه چگونه يك انسان ميتواند با
دستش مخلوقي را تا اين اندازه زيبا و شبيه بسازد به همين دليل هم رتبهي
اول را كسب ميكند، اما عشق به كمالالملك همچنان در او جاريست.
ذکایی با اشاره به انواع پيكرتراشان گفت: پيكرتراشان يا شبيهسازي ميكنند
يا با پيكرتراشي خود تاريخ ميسازند كه ابوالحسنخان در هر دو رشته استاد
بود. چه بسا كه مجسمهي شاعراني همچون سعدي، حافظ، فردوسي و خيام را براساس
نوشتهها خرد و دانش آنها در كتابهايشان، ساخت.
او وقتي مجسمه ميساخت درون سنگ تراشهي مجسمه را ميديد و احساس ميكرد و
در كارش خستگيناپذير بود.
وی در پايان اضافه کرد: ابوالحسنخان ساده زندگي كرد و به كارش عشق ورزيد.
به همين دليل هم هيچگاه نتوانست براي آثارش قيمتي تعيين كند، اما بايد
متاسف شد كه او را با اين همه شاهكارش نميشناسند.
آخرین سخنران این نشست حميد شانس بود که به بررسي آثار صديقي و جايگاه ویژه
او در مجسمهسازي معاصر ايران اشاره كرد.
حمید شانس گفت: صديقي پدر مجسمهسازي معاصر ايران لقب گرفته است. زيرا كه
سه حوزه مجسمهسازي معاصر را پشت سر گذاشته است. وی از يكسو هنر آموخته
كمالالملك است، از سوي ديگر همراه با جريان مدرنيته در دههي 30 تا 50 كار
كرد و در كنار آن جريان مجسمهسازي معاصر بعد از انقلاب را نيز ديد و اگر
در اين عرصه كسي بدعتگذار باشد كار سادهاي نكرده است كه اين جايگاهي است
كه ابوالحسن صديقي به حق داراي آن است.
این مجسمه ساز در ادامه افزود: پيش از صديقي نيز چند مجسمهساز همچون علياكبر
مصو style="margin: 0 10px">
< |