صفحه اصلی گالری گردی

صبوری اشیا، مداومت هنرمند

نگاهی به نمایشگاه مینا غازیانی در گالری اثر

صبوری اشیا، مداومت هنرمند

نگاهی به نمایشگاه مینا غازیانی در گالری اثر

زاهره دنیادیده

---------

طبیعت بیجان یکی از ژانرهای نقاشی است که محدودهی گستردهای از آثار را در برمیگیرد. در بررسی این ژانر همچون هر ژانری ویژگیهای خاصی به ذهن متبادر میشود. طبیعت بیجان در وهلهی اول از چیدمان تعدادی از اشیا بهوجود میآید. عموماً فاصلهی نقاش تا مدل، سبک نورپردازی، شیوهی رنگگذاری، انتخاب مدل، و زاویهی دید نقاش در بیانگری این دسته از آثار نقش حائز اهمیتی بازی میکند. همچنین تأمل و طمأنینهای که هنرمند در واکاوی عناصر بهخرج میدهد جزء نمودهای ژانر طبیعت بیجان است؛ چه بسا این مسئله به دلیل فاصلهی اندک هنرمند تا موضوع نقاشی بیش از سایر ژانرها بهچشم میآید. البته به این معنا نیست که تمامی آثار موجود در این ژانر به واسطهی بازنمایی دقیق موضوع در این دستهبندی جای میگیرند، بخش بزرگی از آثار طبیعت بیجانِ تاریخ نقاشی را کوبیستها خلق کردند، اما طمأنینه و تأمل در آثار این سبک نیز به وضوح قابلردیابی است. همانطور که مرلوپونتی، فیلسوف پدیدارشناس، در مورد ژانر طبیعت بیجان به طور کلی و نقاشی کوبیستی به طور اخص از «حجامت» سخن بهمیان میآورد: «نقاش به حجامت اشیا همت میگمارد تا دردهای آنها را از جسمشان خارج کند. نقاش پزشک اشیاست. نقاشی زخم است. جراحی و شکافتن جسم است. کوبیسمْ اشیا را قربانی میکند. اعماق نادیدنی جسم را میگشاید تا از زخمهای پنهان نجاتشان دهد».۱ اما سؤال این است که هر اثری که از مؤلفههای حاضر برخوردار باشد در قامت ژانر طبیعت بیجان دستهبندی خواهد شد؟ مثلاً آیا میتوان نقاشیهای مینا غازیانی در گالری اثر را در این ژانر گنجاند؟

غازیانی در مجموعهی جدیدش خارج از خانه. درون عموماً چند برش محدود از فضا را برگزیده و به تکرارِ نقش کردن آن پرداخته است. این پلانها، که به گفتهی نقاش از فضای رستورانی فرانسوی برداشته شدهاند، در چرخهای تکرارپذیر اما با تکنیکهای متفاوت نظیر طراحی، نقاشیهای رئالیستی، و امپرسیونیستی ارائه شدهاند. فضای نقاشیها از میزها، صندلیها، و اشیای چیدهشده روی میز تشکیل شده که بیشتر در فاصلهی کلوزآپ (نمای نزدیک) و کمتر لانگشات (نمای دور) تصویر شدهاند. گویی نقاش فضا را به خواست خود چیدمان کرده، از جهات مختلف به دور آن چرخیده و به واکاوی نقاشیگونهی آن پرداخته است، همچون کاری که هنرمند ژانر طبیعت بیجان انجام میدهد: اشیا را چیدمان میکند، از زوایای مختلف به آنها مینگرد و پس از تعیین زاویهای مشخص به نقاشی آنها میپردازد. بررسی امکانهای متفاوت نور در فضاها به واسطهی تغییر در رنگگذاری آثار در دو سبک بازنمایانه، یعنی رئالیسم و امپرسیونیسم، نشانگر پویش نقاش است. غازیانی گاه تا حد ممکن به سوژه نزدیک میشود و گاه فاصلهی بیشتری از آن میگیرد و مدام زاویهای متفاوت برمیگزیند تا بررسیای تماموکمال انجام دهد. ویژگیهای ذکرشده در تمامی آثار نمایشگاه مشاهده میشود، به طوری که در هفده تابلوی نقاشی فقط چهار فضا از زاویههای متفاوت نقاشی شده و دوازده اثرِ باقیمانده تکرار این فضاهاست.

از سویی دیگر در ابتدای متن اشاره شد که ژانر طبیعت بیجان همواره نوعی تأمل و طمأنینهی عمیق در خود دارد، تأملی که از تجربهی هنرمند سرچشمه میگیرد. همانگونه که مرلوپونتی میگوید: «نقاش حضور جهانِ تجربهی زنده را برای ما مهیا میسازد، جهان تجربهای که دانش و زندگی اجتماعی هر روزه آن را از چشم ما دور میدارد. ما در کارهای سزان، جان گریس، براک، و پیکاسو به شیوهای متفاوت با اشیا مواجه میشویم. لیموها، پارچ آب، و جعبهی تنباکو نگاه خیرهی ما را برمیانگیزانند و آن را بهپرسش میگیرند».۲ تجربهی مورد وصف مرلوپونتی تقریباً در نقاشیهای غازیانی نیز صدق میکند. هنرمند با طمأنینه و تکرار روی چند فضا امکان تأملی عمیق را برای ما فراهم میکند. جستوجوی هنرمند به خوبی در آثار بهنمایشدرآمده مشاهده میشود، حتی اگر تعداد زیادی از آثار روی دیوار گالری نصب نشده باشند (به گفتهی نقاش این تابلوها از میان تعداد زیادی آثار دیگر دستچین شدهاند). به علاوه، فضای داخلی رستوران محیطی کاملاً روزمره است که همهی ما با فضاهای مشابه آن روبهرو شده و به راحتی از آن عبور کردهایم، اما تنها هنرمند است که نگاه خیرهی خود را به فضا و اشیای روزمره دوخته، از آنها پرسشگری کرده، به کالبدشکافی آنها پرداخته و این تجربه را با ما شریک شده است. بنابراین، مخاطب نیز، به واسطهی جذابیتی که تجربهی نقاش ایجاد کرده است، همراه او دچار همین کنشها میشود، در درون فضا قرار میگیرد، به ترتیب روی صندلیهای دور میز مینشیند و در خلوت و سکوت حاکم بر فضا به معاشرت با اشیای دور میز میپردازد! البته پیبردن به این نکته در چیدمان نقاشیها درون گالری به سختی امکانپذیر است، چرا که متأسفانه عموم آثار برحسب تکنیکْ چیدمان شدهاند، نه مشابهت سوژه و همین عامل فاصلهای میان تجربهی نقاش از جهانِ این رستوران فرانسوی و تجربهی مخاطب از آن خواهد گذاشت. طوری که به احتمال زیاد غالب مخاطبانْ محو تکنیک بازنمایی هنرمند میشوند، نه مشابهتهای عینبهعین برخی از تابلوها که درواقع ایدهی اصلی این نمایشگاه است.

البته تأکید بر این وجه از نقاشی غازیانی (واکاوی عناصر و فضا) به معنای نادیده گرفتن معنا در آثار او نیست. انتخاب سوژه در طبیعت بیجان همواره رویکرد هنرمند را آشکار میسازد، به تعبیر دیگر طبیعت بیجان همواره چیدمانی از تعدادی شیء در فضا و بازنمایی آنها به شیوههای مختلف نیست، بلکه مجموعهای از عوامل در برجسته شدن یک نقاشی طبیعت بیجان دخیل است. خصوصاً در دوران معاصر که همچون گذشته نمادگراییِ متقن سوژهها مطرح نیست و معنا بیش از پیش امری شخصی شده، ژانر طبیعت بیجان نیز همچون باقی ژانرها از تنوع قابلملاحظهای در انتخاب سوژه برخوردار شده است. فضای نقاشیهای غازیانی نیز از لحاظ انتخاب سوژه قطعاً از تجربهی جهان شخصی وی برآمدهاند. انتخاب رستورانی فرانسوی و نه ایرانی و شیوهای از بازنمایی که خاص نقاشیهای اروپایی است و از گشتوگذار هنرمند و مطالعات بصری او در موزههای فرانسوی نشئت گرفته نمیتواند خالی از انتخاب شخصی باشد. همچنین معنای آثار در ترکیببندی و رنگگذاری نقاشیها نیز قابلپیگیری است: سفیدی رومیزیها که گاه تمامی کادر نقاشی را در برگرفتهاند در مقابل فضای تیرهی زمینه که عمق شدیدی را ایجاد نموده، ردیف صندلیها و میزها، جامهای شیشهای، بشقاب، قاشق، چنگال، چاقو، دستمال سفرههای تمیز و درخشان، و البته گلدان کوچکی که روی برخی از میزها خودنمایی میکند؛ همه چیز برای ضیافتی خودمانی آماده است، ضیافتی که یا در شرف برگزاری است و یا یادآور خاطرهای محو از گذشته است. بنابراین نقاشیهای غازیانی را نیز نمیتوان صرفاً تمرینی و خالی از مفهوم و معنا دانست.

به ابتدای متن بازگردیم و دوباره مروری بر ایدهی طبیعت بیجان انجام دهیم. در متن حداقل به شش مؤلفه در ژانر طبیعت بیجان اشاره شد: فاصلهی نقاش تا مدل، سبک نورپردازی، شیوهی رنگگذاری، زاویهی دید نقاش، اهمیت انتخاب مدل، و تأمل و طمأنینه در ثبت سوژه. در هر مورد نیز به مثالهایی در نقاشیهای غازیانی اشاره شد. از این پس قضاوت با خوانندهی متن است که نقاشیهای غازیانی را نوعی تجسس در فضا بهشمار آورد یا آنها را در ژانر طبیعت بیجان بگنجاند؟ در هر دو صورت لذت بردن از صبوری اشیا و مداومت هنرمند در عمل نقاشی انکارناپذیر است. •

 

1. نادر شایگانفر، تجربهی هنرمندانه در پدیدارشناسی مرلوپونتی، تهران: هرمس، ۱۳۹۷، ص70. / 2. همان، ص69.