صفحه اصلی گالری گردی

یادداشتی بر نمایشگاه هوفر حقیقی در گالری اُ

"خیره شو. این راه تربیت چشم توست، حتی بیشتر؛ خیره شو، کنجکاوی کن، درک کرده و تیزبین باش. برای آموختن آمادۀ مردن هم باش. خیلی اینجا نخواهی بود." واکر اِوَنز

سوالی که همواره ذهن هر مخاطب کنجکاو عکاسی را مشغول میکند، معمولا چیزی شبیه این میتواند باشد: آیا این عکسها واقعی هستند؟ آیا اینها از بازتاب رخداد یا شیئی واقعی وارد دوربین شدهاند؟ قصد و نیت عکاس از نشان دادن این تصویر بهخصوص، و نه تصویر دیگر، چیست؟ همۀ اینها به این ویژگی بنیادین و اولیه عکاسی برمیگردد: عکسها ضرورتاً و حتماً باید دربارۀ چیزی باشد، حتی اگر این چیز، چیزی (nothting) نباشد. اگر چیستی و ماهیت عکس را عینی و واقعی بدانیم میشود بهنحوی گفت، دربارۀ عکس، ذهنی، تأویلپذیر و کاملاً مربوط به شخص دریافتکنندۀ عکس میباشد.

هوفر حقیقی از عکاسان نسل جوانی است که همواره ذهنی جستجوگر و خلاق داشته است، در نمایشگاه آخر خود، « جغرافیای انقضا» به ارائهای متفاوت و حتی فراتر از مدیوم عکاسی روی آوردهاست. او این نمایشگاه را در شکل چیدمانی ( اینستالیشن) و در ده بخش به همراه توضیحات و داستانهای مربوط به آن به نمایش گذاشتهاست. این کارنما از تاریخ هشتم تا بیستم مرداد ماه و در گالری اُ به نمایش درآمد.

هوفر حقیقی متولد  1362 و فارغالتحصیل کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر تهران میباشد. جغرافیای انقضا سومین نمایشگاه انفرادی او محسوب میشود و در کنار اینها، در کارنماهای جمعی متعددی در گالریهای مختلف تهران و کشورهایی چون انگلستان، اسکاتلند، کانادا حضوری فعال داشته است . علاوهبر آن، او در دو نمایشگاه گروهی عکاسی با عنوانهای «داخل پرانتز» در گالری آبی، 1394 و «موزۀ میهنپرستی» در گالری مهروا، 1396 به کیوریتوری همت گمارده است.

اگرچه می توان او را به صراحت عکاس مستند شهری نامید اما دغدغۀ او با پایاننامهاش دربارۀ پدیدارشناسی عکاسی به سمتوسویی پدیدارشناسانه متمایل گشتهاست . شاهد این ادعا، کارنمای انفرادی او در گالری مهروا با عنوان «زمان لرزه» در 1393 است که مخاطب را در خلائی از زمان و در ترکیبی از عکسهای تلفیقی به سفری درونی فراخوانده بود.

در بخش اول چیدمان، با عنوان «قبل و بعد»، حقیقی از شیوهای زمینشناسانه، که در عکسهای ماهواره ای رایج است، استفاده میکند و نُه عکس از زمین مذاب، خشکشدن زمین، پیدایش اقیانوس، عصر یخبندان، شهرنشینی و جنگ را در چیدمانی افقی ارائه میدهد. تا این لحظۀ مشاهده، مخاطب بنا به عادت دیداری خود، به عکسها از همین منظر مینگرد و نسبت به صداقت عکسها شکی در خود راه نمیدهد.

در چیدمان دوم، با عنوان « خلل»، او در مانیفستی رمانتیکوار بههم خوردن تعادل سیارۀ زمین را انگیزۀ این بخش می داند که "در حال از کوک افتادن است" و حیات  که تا قبل از این (تسخیر همهجانبۀ نیروهای طبیعی زمین توسط انسان حجمی یکپارچه داشت، بدل به پازلی دوبعدی شده که تصویر جهان با کیفیتی دلفریب روی آن چاپ گردیده، اما در این روند طبیعی فرسایش، خللی به وجود آمده است که در چیدمانی پازل مانند شش تصویر هوایی در کنار شش تصویر خالی جای داده شدهاند. تصاویر همگی دال بر فرسایشی از زمین است که انسان مقصر اصلی آن بوده و ذهن مخاطب را متوجه شروع اضمحلال یا نابودی زمین میکند. این بار تصاویر کمکم ذهن مخاطب را به سمتی دیگر میبرد. آیا این عکسها ، واقعاً عکسهای هوایی از فرسایش زمین هستند؟

چیدمان سوم، به همان طریق ولی با افزودن راهنمای نقشه به تصویرهای ماهواره‌‌ای که با هدف تجسس گرفته شدهاند، ماننده شده است و در آن علایمی هشداری از واقعهای آخرالزّمانی چون مناطق با تراکم جمعیتی بالا، مناطق آلوده، مناطق در معرض تشعشعات رادیواکتیوی، آبهای آلوده و ... در کنار تصاویر نقش بسته است. ویلم فلوسر در کتاب «درباب فلسفۀ عکاسی» میگوید:"جهان تصاویر فنی، آن گونه که در حال پیرایش پیرامون ماست، نمایانگر آخرالزمانی است که در آن تمام کنشها و درد و رنجها همواره در گردشاند. به نظر میآید تنها از چنین دیدگاه آخرالزمانی است که مسئلۀ  عکاسی اهمیت درخور خود را خواهد یافت." از این منظر، هوفر حقیقی چون صور اسرافیل، به همهمان هشدار میدهد که حادثهای هولناک در راه است.

در چیدمان چهارم، با نام «جریان عکس»، ما با بازیگوشی جاری این نمایشگاه توسط هوفر حقیقی مواجه میشویم. در واقع شروع کُددادن هنرمند از این چیدمان است؛ او در زیر پنج عکس که شباهتی با پیشرَوی آب در خشکی یا برعکس پیشروی کویریشدن بهسمت آب دارد، گزارشی فاقد حقیقت ارائه می دهد: "طبق آخرین گزارشهای اعلام وضعیت آبوهوا در ایران که توسط سازمانهای معتبرهواشناسی تنظیم شده است، پنج سال آینده، پربارترین سالهای آبی کشور خواهند بود و بیسابقهترین میزان بارشهای برف و باران را در سطح ایران شاهد خواهیم بود... " بدین ترتیب ما با گزارهای فاقد صدق روبهرو می شویم و در این هنگام است که تلنگری به ما میگوید شاید تمام این چیدمانها؛ تمام این تصاویر، فاقد صداقت ادعایی هنرمند باشد. اصلاً مگر هنرمند و بهخصوص عکاس به کسی یا سازمانی تعهدی مبنی بر ارائۀ صدق ِ تام داده است ؟ و آیا مگر هنر کاری جز نمایانگری یا بیانگری به گونه ای شبیه واقعیت، و نه خودِ واقعیت، قصدی جز آشناییزدایی از جهان همیشگی و هر روزهمان را ندارد؟ و در نهایت، مگر ما با نمایشگاهی از عکسهای مستند مواجهیم؟ جوابی دوگانه وجود دارد که در ادامۀ روند چیدمانها به جواب همزمان بله و خیر ما را میرساند.

در چیدمان پنجم، با جفتچیدن دو قابِ متضاد، به کُدی راهگشاتر از سوی آرتیست برمیخوریم و این سؤال را برمیانگیزاند: ضرورت قرارگیری عکس هوایی مدعا با قابی از فلزی زنگاربسته زیر عنوان «داوری توقف» چیست؟ در این چیدمان، حقیقی میخواهد بازیاش را برای مخاطبان فریبخورده رو کند. ما دیگر با عکسهای هوایی مواجه نیستیم، بل چیزی است که به آن شبیه مینماید و ذهن عادتکرد ۀ ما را به آنی میتکاند. نیک تورپین، عکاس بریتانیایی، میگوید: "این که غیرعادیترین تصاویر و عکسهای غیرواقعی (نیز) در مکانهای واقعیِ زندگی روزمره ثبت میشوند، برای من فریبندهترین جنبۀ عکاسی خیابانی است".

اینجا دوباره به تأکید می گویم با هوفر حقیقی، عکاسِ مستندنگار مواجهیم که ما را وارد بازی جدیدی کرده است . عکسهایی با تم انتزاعی، شباهتی فریبانگیز با عکسهای تجسسی هوایی یافتهاند.  در چیدمان های شش و هفت، این مطایبهها، این بازیها خود را لو میدهند. در چیدمان «زیرجریان» با نقشهای نشانگذاریشده از شهری(تهران) روبهرو میشویم که متن به کنکاشی از لایههای مدفون و ازدسترفتۀ شهر گواهی میدهند. "در پس هر چیزی، چیزی دیگر جریان دارد. چیزی که ما توان دیدنش را نداریم. چیدمان هفت، با نام «روبهبالا» با دادن اطلاعاتی مبنی بر مشخصات جغرافیایی منطقهای و نیز دوربینی که عکس را گرفته و زمان عکسبرداری،  تناقضی آشکار را بهعنوان کلیدی دست مخاطب میدهد؛ مگر عکس هوایی عکسی از بالا به پایین نیست؟!

چیدمان هشتم، «کجا بوده ام»، موقعیتهای پراکنده ای را که هوفر حقیقی در سطح شهر عکسهای خود را  گرفته نشان میدهد و در نهمین چیدمان، با مطایبه ، هنرمند، مخاطب را هشیار می کند: « شما اینجا هستید».

دهمین چیدمان شبیه تختههای کارآگاهی برای یافتن مجرم است که تمامی کدهای مخفی در سایر چیدمانها را بهنحوی ربط و وصل و نشان میدهد تا ما همچنان درگیر بازیِ هوفر حقیقی باشیم. و در نهایت، آخرین عکس تصویر خودِ عکاس را نشان میدهد که تصاویر به ظاهر هواییاش را از زیر کولرهای آبی گرفته است . راز تمامی عکس های هواییمانند حقیقی.

لینکولن کِرستن ِ منتقد در جایی نوشته که "دوربین صریح و بیهوا مهمترین دروغگو در خانوادۀ عکاسی است؛ طوری که روی روتوشگرِ دستیِ عکس را که دروغگو نامیده میشود، سفید کرده است! دوربین صریح و بیهوا، با آن ادعاهای فراوانش در دقت و صراحت، تعهدش در جهت ارائۀ حقیقت شورانگیز، چشماندازش از لحظۀ قطعی، وارونهای از حقیقت را نشان میدهد؛ نوعی از افشای ناگهانی که بیشتر، واقعیت راستین و آنچه در حال اتفاقافتادن است را پنهان میکند تا آن را نشانمان دهد چشم را تخدیر میکند تا باور کند شاهد یک واقعیت قابل توجه است، درحالیکه تنها یک کورسو را ثبت کرده است.

حقیقی، در این نمایشگاه دست به تجربهای جدید و پدیدارشناسانه و درعینحال فرمالزدهاست و تمامی اتفاقات موجود را از آ تا ی بهنحوی هدایت کرده که مخاطب را  دچار خطایی شناختی کند، تا در پایان گذر و دیدن کارنمایش، به مخاطب تأکید کند، عکسها میتوانند در تمهیدی زیباییشناختی، آن چیزی که مینمایانند، نباشند یا صورتی آشناییزداییشده از لحظاتی همیشگیِ روزمرهمان باشند.