صفحه اصلی نوشتار

صدق بیرونی، کذب درونی؛ یادداشتی کوتاه درباره‌ی آثار منیر فرمانفرماییان


علی گلستانه

آثار فرمانفرماییان از لحاظ تاریخی با دو گرایش عمده‌ی زمانه‌اش پیوند می‌خورند: نخست بهره‌گیری از امکانات نهفته در اسلوب آیینه‌کاری برای ساختن و پرداختن تصاویری شرقی‌مآب به روشی هماهنگ با گرایش‌های انتزاعی‌ـ‌دکوراتیو و به‌شدت سیاست‌زدوده‌ی حاکم بر جهانِ متأخر هنر غرب، و دوم انطباق این ترکیب (سنتی‌ـ‌انتزاعی) با خط‌مشی‌هایِ فرهنگیِ عصر پهلوی. سبک او نمونه‌ی برجسته‌ی ایده‌آلی است که هم هنرمندان رسمی و هم سیاست‌گذاران فرهنگیِ وقت کشور جست‌وجو می‌کردند: نوعی هنر ملّی که همزمان از زبان هنر روزِ جهانی هم بهره برده باشد. یا بهتر: هنری همگام با زبانِ هنر روز جهان که همزمان دربرگیرنده‌ی سوغاتی از ایران نیز باشد. این ایده‌آل به‌ویژه می‌بایست تصویری یکپارچه، مطلوب، پیشرو، و «غنی» از زمینه‌ی جغرافیایی و فرهنگی‌ای که نمایندگی می‌کرد عرضه دارد. فرمانفرماییان که مانند بسیاری از دیگر هنرمندان جریان رسمی هنر عصر پهلوی بین ایران و اروپا یا امریکا در رفت‌وآمد بود و شاید از همین رو مفهوم فرهنگ ملی یا مردمی را از موضعی فرادستی و بیگانه و شیفته‌وار درک می‌کرد، همچون ایشان در درک معنا و مفهوم زبان هنر نو و ارتباط پیچیده‌ی آن با شکل‌های پیشینِ هنرآفرینی دچار کژفهمی‌ها و اشتباهاتی حاد بود.