صفحه اصلی نوشتار

حضور پس از عبور

درباره کارنمای نقش-نوشت بهروز شریفی زیندشتی


 

در تاریخ هنر ایران، خوشنویسان جایگاه مهمی داشتند. از دوره ایلخانیان کلانتر و زعیم هنر و کتابت عموماً از بین خوشنویسان بوده است. از اواخر دوره تیموری در مکتب هرات، شیراز و تبریز بود که این مقام عالی با نقاشان دست به دست می‌شد. خط و نقاشی به موازات هم و دوشادوش یکدیگر به حیات خود ادامه دادند. برخی شیرین کاری‌های خطاطان طغرا نویس و متعاکس کار، تجربه متفاوتی از خوشنویسی را عرضه کرد. شیوه گلزار را می توان اصیل‌ترین آنها دانست که روح ایرانی هم در نستعلیق آن و هم در گل و مرغ منقوش در داخل خط، مستتر کرد. اینجا بود که خوشنویسی با نقاشی ایرانی رنگ و بوی تازه گرفت.

دوره معاصر دوره‌ای است که در آن التفات ویژه‌ای به نقش-نوشت شده است. این بار هنرمندان سقاخانه‌ای که عموماً نقاش بودند و بهره کمی از استادی خوشنویسی داشتند، از نوشتار به عنوان عنصر اساسی استفاده کردند و به دلیل اینکه این گروه در جامعه ایران معاصر، هنرمندان آوانگارد قلمداد می‌شدند تعریف جدیدی به خوشنویسی ایرانی افزودند. به مرور زمان این خود خوشنویسان بودند که پیشرو این سبک از هنر ایران شدند، هنرمندان طراز اول انجمن خوشنویسان.

بهروز شریفی زیندشتی، هنرمندی جوان، خوشنویس و تحصیل کرده دانشگاه است که حدود یک دهه است به صورت مستمر و حرفه ای آثار نقش-نوشت خود را در گالری های مختلف تهران و خارج از ایران به نمایش می گذارد. او عموماً با فرم‌های کلاسیک مانند مهرابه ها، نقش دست، حالت محرماتی با نوارهای طولی و با استفاده از خوشنویسی و رنگ‌های دلباز تجربه شخصی خود را در مقیاس بزرگ عرضه کرده است. او بر روی سفالینه‌های لاجوردی با خوشنویسی زرین فام، تجربه خوبی در زمینه صنایع دستی داشته است.

مجموعه جدید زیندشتی نگاه دیگری است بر دنیای نقش-نوشت؛ دنیایی که در آن از فرم‌های کلاسیک خبری نیست. تقلا در عبور از سنت‌های پیشینی است. در آثار جدید دو چیز به چشم می خورد: شکستن چارچوب نقاشی خط با نوعی تهور که نگاه اکسپرسیونیستی را نیز در خود دارد، و همچنین رفتار کودکانه او با رنگ و نقش، رفتاری که هر هنرمندی در ناخوداگاه خود آن را پنهان کرده است. شکستن آموخته‌های کلاسیک و سنتی آن هم در حوزه خوشنویسی بسیار سخت و بعضاً محال است. چیزی که زیندشتی به دنبال آن بوده است.

او رنگ را با حالتی سماع‌سان، روی بوم می‌چرخاند ولی کودکانه، فضاهای به وجود آمده را با رنگ‌های متفاوت از هم جدا می‌کند. در کارهای جدید وی می‌توان رهایی از گذشته خویشتن هنرمند را سراغ گرفت. رهایی از چارچوب‌های خط‌کشی شده و رهایی از نگاه‌های سنتی، و عبور از آنچه دیگران در انجامش مردد هستند.

آثار جدید زیندشتی شکستن تصورات پیشینی هنرمندان نقاشی خط است. بلکه عصیانی بر آنچه خوشنویسان بدان تاکید و تعصب دارند. در این آثار زیبایی شناختی متفاوت نهفته است. زیبایی شناختی که بر اساس دوری از تعاریف منسجم و حضور در رهایی و عبور از گذرگاه سنت معنادار می‌شود. چیزی که مبتنی بر جسارتی است که بعد از یک دهه ممارست شکل گرفته است. آثار جدید زیندشتی خیلی از مخاطبان را به واکنش وا خواهد داشت و خود این واکنش ها در حوزه نقاشی خط قابل رصد است.