صفحه اصلی نوشتار

پایان جهان هنر

از کتاب «هنر معاصر در عصر جهانی شدن»


فرزاد عظیم‌بیک

امروزه آن‌چه هنر گفته می‌شود، بیش از آن‌که اجتماعی از افراد خلاق باشد، شبکه‌ی بی‌تفاوتی است از مشترکینی که وجودشان به مجموعه‌ی تقسیمات مالیاتی-اقتصادی دقیق وابسته است. به دلایل پیچیده‌ی بسیار، هنرمندان زیادی از نقش خود در جامعه، یا راهی که برای تبدیل شدن به نیروی فرهنگی تعیین‌کننده در پیش گرفته‌اند مطمئن نیستند. هنرمندان به‌جای آن‌که در مقابل هنر تأثیر لحظه‌ایِ دهه‌ی نود موضع بگیرند، پوچ‌ترین جنبه‌ی فرهنگ بصری را باور می‌کنند و بنابراین خود را در وضعیت رقابت با سطحی‌ترین رسانه‌های سرگرم‌کننده و تبلیغاتی قرار می‌دهند. حاصل این (رویکرد) فشارهای بی‌موردی است که بیشتر دلسردکننده است تا سودمند، (اما) منظور این نیست که فشارهای اقتصادی و اجتماعی واقعیت ندارند، بلکه وقتی شغل‌محوری خودخواسته به وسواس تبدیل می‌شود، چنین فشارهایی در نحوه‌ی عملکرد شخص به عنوان هنرمند بیهوده اشکال‌تراشی می‌کنند.

از مقاله پایان جهان هنر در کتاب «هنر معاصر در عصر جهانی شدن»، رابرت سی.مورگان، ترجمه گلناز یارمحمد، نشر چشمه