صفحه اصلی نوشتار

آیا ماهیت زنانه وجود دارد؟

برگرفته از کتاب «نظریه هنر» نوشته سینتیا فریلند


فرزاد عظیم‌بیک

برخی از زنان هنرمندان، مشهور و سرشانس شده‌اند که از آن جمله می‌توان به جورجویا اوکیف اشاره کرد. اما «گُریلا گرلز» از این شکوِه می‌کند که با آثار هنرمندان زن هیچ‌گاه همتراز آثار هنرمندان مرد برخورد نمی‌شود و آثار زنان هنرمند با برچسب «زنانه»‌ به‌عنوان آثار فرودست ارزیابی می‌شوند. در واقع، گفته می‌شود که وقتی اَلفرد استیگ‌لیتْز گالری‌دار سرشناس (و عکاس پیشروی آمریکایی) که بعدها با جورجیا اوکیف ازدواج کرد، برای اولین بار که که تابلوهای او را دید، با شگفتی و تعجب گفته بود: «سرانجام یک زن نقاش هنرمند هم پیدا شد!» اوکیف از این بدش می‌آمد که از آثارش به‌عنوان آثار «زنانه» نام ببرند، اما به‌هرحال عده‌ی زیادی از بینندگان آثار او،‌ در مشاهده آن‌ها، واکنشی شبیه به استیگ‌لیتْز نشان داده‌ و گفته‌اند که در آن‌ها حس و حال زنانه مشاهده می‌کنند.

استراتژی تازه‌ای که برخی از هنرمندان فمینیست در پیش گرفته‌اند، رویکرد ساختارشکنی است. این هنرمندان دنبال آن هستند تا ساختار فرهنگی زنانه را با طرح این نکته که چیزی به اسم زنانگی واقعیت ندارد، بلکه زنانگی محصول تصاویر، انتظارات فرهنگی و رفتارهای عمیق و ریشه‌داری در اجتماع نظیر  شیوه لباس پوشیدن، راه رفتن و استفاده از لوازم آرایش و تمام این انتظارات و رفتارهاست، درهم بریزند و بشکنند. بسیاری از فمینیست‌های ساختارشکن آثار خود را در قالب فیلم و عکس نشان دادند. یک نمونه از این رویکرد در مجموعه عکس‌های سیندی شرمن قابل مشاهده است. شرمن در دهه ۱۹۸۰ و به‌خاطر مجموعه عکس‌هایی که با عنوان «عکس‌های بی‌نام» منتشر کرد بسیار مشهور شد. او در این عکس‌ها خود را در ژست‌ها و موقعیت‌های مختلفی نشان می‌دهد. این عکس‌ها با یادآوری صحنه‌هایی از فیلم‌های ملودرام و پرهیجان هالیوودی، حس مبهمی از تنش و تهدید را به بیننده القا می‌کنند. 

نظریه هنر، سینتیا فریلند، ترجمه رحیم قاسمیان