صفحه اصلی نوشتار

یادی از استاد الخاص


محمدحسن حامدی

امروز ۲۳ شهریور ۱۳۹۸، نُه سال از درگذشت استاد هانیبال الخاص می‌گذرد. مردی که هنر امروز ایران، از جنس او را در چنته ندارد و دیگر شور الخاص را کجا می شود دید؟!
اخیراً کتابی با عنوان «از غربت، با عشق» از سوی انتشارات نگاه منتشر گردید که به نامه‌های "هانیبال الخاص" به دوست شاعرش "محمود مشرف آزاد تهرانی - م. آزاد" اختصاص دارد. این کتاب با مقدمه و کوشش محمد مفتاحی تهیه شده و به زمانی باز می‌گردد که استاد الخاص در آمریکا، روزگار می‌گذراند اما هنر و ادبیات ایران به خوبی زیر نظر دارد. به یاد او و در سالگرد فقدانش، پاره‌ای از یک نامه حتماً خواندنی است:
"آزاد عزیز!
دلتنگ بودم و گرفته. نامه‌ات بدجوری تأثیر کرد. همه چیز بی‌معنی شد. دوست شاعرم آمد. من باید به که پناه ببرم! و از کی شعر بخواهم! جز از تو و یا طاهباز ...
من حاضرم فقط شعرهایی را که تو بفرستی و شعرهایی را که تو بپسندی، فقط، ترجمه کنم. می‌خواهم ده شاعر باشد و ده شعر از هر کدام، یعنی صد شعر، روی هم رفته. اگر ده شاعر نداریم پنج شاعر می‌گیریم و بیست شعر از هر کدام...
راستش را بخواهی آزاد، شعر اغلب این فُضلا شعر نیست. در حین ترجمه خوب می‌شود پی برد به مایه و حالت همه. ولی بدبختی این است که می‌خواهی مجموعه‌ی شعرای معاصری ترجمه کنی و چاپ کنی. به جان تو شعر «شاملو» هم گاهی چنگی به دل نمی‌زند. این‌ها گاهی شاعرند وگاهی داد و فریاد و تاپ و توپ. نمی‌خواهم عاشقانه و سانتی مال بگویم فقط داداش شاعر تویی...کاری را که من شروع کردم باید تمام کنم... این کار ترجمه هم باید تمام بشود ...
قربانت الخاص- ۲۲ مارس ۱۹۶۲"