صفحه اصلی نوشتار

می‌تیارد؛ استاد استعاره و رمز و راز


می‌تیارد؛ استاد استعاره و رمز و راز

نوشتار و ترجمه: سارا رسولی

عکسهای سیاه و سفید از درختان بی‌برگ در جنگلی سرد و مه‌آلود، چهره‌هایی ماسک‌زده، پرتره‌های خانوادگی در کنار خانه‌های متروک و ویران، اینها همه و همه تصاویری هستند که توسط می‌تیارد عکاسی شده‌اند. او در حال بررسی این موضوع‌ ست که، چگونه تخیل و زندگی درونی انسانها می‌تواند بر عملکرد دنیای بیرونی تاثیر گذاشته و آنرا هدایت کند.

رالف‌یوجین‌می‌تیارد1 متولد ماه می 1925 در ایلینوی آمریکا ست. او در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی خدمت کرد و پس از جنگ در سال 1950 به همراه همسرش به لکسینگتون نقل مکان کرده و مابقی عمر خود را در آنجا سپری و مجموعه‌های پرقدرت خود را آنجا خلق نمود.

رابطه‌ی دوستانه‌ی می‌تیارد با عکاسانی همچون Van Deven coke و Minor white و نویسندگانی چون Wendell Berry و Guy Dovenpor باعث گشت، می‌تیارد تاثیرات بسیار زیادی از این افراد را در کارهایش به نمایش بگذارد.

موضوعات عکاسی می‌تیارد شامل، ماسکها، فضاهای داخلی، عروسکها، طبیعت و فضاهای خارجی می‌شوند. این دسته‌بندی‌ها به هیچ عنوان بازگو کننده‌ی معیار و ارزشهای نهفته در کارهای او نیستند. چنانچه او در مدت زمان بیست سال، هر روز پیشرفت چشمگیری در نحوی عکاسی خود به نمایش می‌گذارد که این پیشرفت تنها از طریق تغییر در اندازه‌ی چاپ عکسها و یا مدل دوربین نبوده است. در اصل شیوه‌ی استفاده‌ی ویژه و رازآلود او در نحوه‌ی بکارگیری سایه روشن‌ها و ایجاد ترکیب‌بندیهای خاص و بدیع، گامی موثر و استثنایی در پیشرفت او محسوب می‌گردند.

سرآغاز بحث در مورد کارهای می‌تیارد مجموعه‌ی بسیار خاص و ویژه‌ی"ماسکها"ی اوست. در این پروژه می‌تیارد از اعضای خانواده خود استفاده می‌کند، آنها را در موقعیتهای مختلف مانند خانه‌های ویران و متروک و یا مکانهای دور افتاده از شهر قرار داده، ماسکهایی را روی صورت مدلها قرار می‌دهد، به طوری که هیچ نشانی از خود مدل و هویت او دیگر وجود ندارد، و از آنها عکاسی می‌کند. این ماسکها اغلب صورتهای زنان و مردان پیری هستند که به هیچ عنوان خوشایند و دلنشین نبوده و در اغلب موارد حالتی از تعجب و ناباوری، ترس و غم و عدم اعتماد را در مخاطب ایجاد می‌کنند. در مرحله‌ی اول هویت افراد ماسک زده مورد حمله قرار گرفته و غیر قابل دسترس می‌شوند، در اصل می‌تیارد با استفاده از ماسکها در عکسهایش در حال اظهار نظر و بحث در مورد موضوعاتی مربوط به هویت و تصویر می‌شود.

در جایی ماسکها به عنوان راهی برای پنهان کردن هویت عمل می‌کنند. او با پنهان کردن یک سوژه در زیر ماسک باعث می‌شود عوامل دیگر موجود در صحنه نقشی آرام‌تر و محکم‌تر از خود ایفا نمایند. هویت سوژه‌های ماسک‌دار ثابت و تغییر‌ناپذیر به نظر می‌رسد ولی افراد دیگر که ماسک به چهره ندارند، هویت مستقل خود را بدون هیچ کمکی می‌سازند که اغلب آنها هم هویتهایی متغیر به خود خواهند گرفت. او تلاش می‌کند در مورد یک شخص یا یک هویت بخصوص صحبت نکند، عکسهای او بیشتر درباره‌ی روابط بین افراد و چرخه‌ی زندگی آنهاست. نوع نگاه و توجه می‌تیارد به رنگها، بافتها، سایه‌روشنها، ریتم‌ها و فرم‌ها به طور معمول و عادی نیست، در عکسهای او این عوامل به نوعی تبدیل به معانی‌ی لایه‌بندی شده می‌شوند. اختلال ظاهری در عکسهای او، در نهایت الگویی از رویاها را باز تولید می‌کند که شاید به ظاهر کثیف و نامرتب باشند ولی واضح و روشن خواهند بود. امیت گاوین عکاس مطرح آمریکایی در مورد عکسهای می‌تیارد می‌گوید: «تمام چیزهایی که او در عکسهایش از آنها سخن می‌گوید، اهمیت و درست بودن تخیل انسان است».

زن و مردی بیرون خانه‌ای روبروی میزی که پُر است از بادام زمینی، نشسته‌اند. زن روی نیمکتی در سمت راست مرد نشسته، پیراهن یقه‌داری به همراه ژاکت پشمی بر تن دارد و دستهایش را روی دامن تیره‌اش قرار داده. صورت او در پشت ماسکِ پیرزنِ از شکل افتاده‌ای، پنهان گشته. این ماسک را در بسیاری از تصاویر می‌تیارد می‌توان دید. در سمت چپ زن، مرد کشاورزی کمی پایین‌تر از زن روی زمین نشسته و چهره‌اش در زیر سایه‌ای شدید قرار دارد. روشن‌ترین بخش این عکس میزی ست که بادام زمینی‌ها روی آن قرار گرفته‌اند.

این میز به عنوان فاصله‌ای بین مخاطب با افراد درون عکس نشان داده می‌شود. می‌تیارد در اغلب کارهایش از اشیاء برای تقسیم‌بندی فضای عکسهای خود استفاده می‌کند. یک دیوار ممکن است دو فرد را از هم جدا کرده، یک شاخه درخت مختل کننده‌ی یک منظره بوده و شاید پنجره به عنوان مانعی باشد مابین بیننده و موضوع. بحث از هویت و استعاره همچنان در عکسهای داخلی می‌تیارد نیز مطرح می‌گردد. مثلا عکسهایی از درون خانه‌ها. فضای داخلی خانه اغلب حسی از گرما، خانواده و امنیت را برای فرد بوجود می‌آورد. در اصل خانه اولین مکانی ست که فرد هویت خود را در آنجا می‌یابد و می‌سازد.

در محیط خانواده، محکم‌ترین نقش‌ها و هویتها یعنی مادری، پدری و فرزندی شکل خواهند گرفت. در اینجا نیز می‌تیارد با استفاده از خانواده خود و عکاسی از آنها به عنوان موضوع، مفهوم و هویت خانواده را مورد بررسی قرار میدهد.

در این عکس زن نسبتا جوانی به همراه دو کودک در خانه‌ای متروکه نشان داده می‌شوند. پسر حدود پنج سال و دختر حدود سه سال دارد. تمام افراد حاضر در عکس لباسهای بسیار معمولی دهه‌ی شصت بر تن دارند. زن در قسمت جلوی کادر و پشت به دو کودک با نگاهی سرد و خیره به دوربین نگاه می‌کند، پسر در نیمه‌های تصویر قرار گرفته و در قسمت انتهای تصویر دخترک در حد فاصل چهارچوب در بی‌توجه به حضور دوربین به نقطه‌ای دور چشم دوخته است. گویی دختر در فضایی جدا گشته از زن و پسر قرار گرفته. چهارچوب دری که دختر در نزدیکی آن است فضای عکس را به دو قسمت تقسیم می‌کند و به نوعی فاصله‌ای ایجاد می‌کند ما بین دختر و دو فرد دیگر تصویر.

می‌تیارد شاید در این عکس از یک خانواده عکاسی نکرده باشد ولی به طور ضمنی و استعاری در بیننده این حس القا می‌گردد که این زن مادر بچه‌ها بوده و در این صحنه، آنها از نقش اصلی خود جدا گشته و به عنوان سه شخص مستقل در عکس ظاهر می‌گردند. عکاس در این عکس چندین راه تجزیه و تحلیل برای مخاطب قرار می‌دهد، مثلا، فاصله گرفتن زن به عنوان مادر از دو فرزندش سئوالاتی پیرامون حس مادری و استقلال را بوجود می‌آورد، ولی در نهایت آن چیزی که تمام این تفاسیر را با یکدیگر متحد می‌سازد هویت است. می‌تیارد مانند بسیاری از هم عصرانش، علاقه‌ی زیادی به ذِن و بودیسم داشته است. رویکرد زیباشناسانه و ذهن آگاه او به زندگی، همراه با آموزه‌های ذن و بودیسم در ارتباط با فردیت و هویت، به وضوح در نحوه‌ی عملکرد او آشکار می‌گردد. ذن از افراد می‌خواهد که در سکوت دنیای پیرامون خود را مشاهده کنند و در این روند، لایه‌های پنهانی و عمیق‌تر وجود فرد در نقشهای دیگر آشکار می‌گردد. این در اصل همان چیزی ست که می‌تیارد از طریق عکسهایش به آنها دست می‌یابد، اکتشافی در شخصیت که عمیق‌تر از نقش‌های خانوادگی یا اجتماعی ست.

می‌تیارد با دقتی فزاینده به کارگردانیِ سناریوهایی که بسیار تحریک‌آمیز، پُررمز و راز، پُر ابهام و بعضا گنگ و استعاری هستند می‌پردازد. استعاره‌های بکار رفته در کارهای او با فاصله‌ای بسیار زیاد از تعریف متعارف و کلاسیک استعاره، رویکردی چند وجهی به کارهای او می‌بخشند. در دیدگاه کلاسیک اغلب استعارهها بر مبنای شباهت شکل می‌گرفتند، شباهتهایی که بیشتر ظاهری بودند ولی در میانه‌ی قرن بیستم این دیدگاه جای خود را به نظریه‌هایی می‌دهد که استعاره را در بُعد معنایی آن مورد بررسی قرار می‌دهند. این بار معانی علت و دلیل وجود استعاره‌ها می‌گردند و از این به بعد این استعاره‌های مفهومی2 هستند که شکل جدیدی از استعاره را بیان می‌کنند. کارهای می‌تیارد را می‌توان در همین دسته‌بندی استعاره‌های مفهومی مورد بررسی قرار داد، استعاره‌هایی که گاه بسیار آشنا و نزدیک بوده و گاه آنقدر دور و ناشناخته هستند که تا قبل از این به هیچ عنوان توسط فرد دیگری دیده و تجربه نشده‌اند. او با ایجاد صحنه‌های تاریک و حرکات مبهم و با استفاده از انواع و اقسام ترفندهای عکاسی، به بررسی نوعی وحشت ناشناخته مبادرت می‌ورزد، که در دل آن می‌توان استعاره‌های مفهومی ناشناخته‌ای راکشف نمود.

پی‌نوشت:

https://under-main.com

https://www.metmuseum.org

https://www.kentucky.com

1.Ralph Eugene Meatyard

2.Conceptual metaphors