صفحه اصلی نوشتار

سادگی کوربه


فرزاد عظیم ‌بیک

نکته این نیست که بخواهیم سادگی کوربه را به‌طور کلی تحسین کنیم، بلکه می‌خواهیم بگوییم... این سادگی به چه دردی می‌خورد؟ 
سادگیْ او را از جامعه و آگاهیِ اخلاقی نبُرید، بلکه برعکس برای او سرچشمه‌ی اطمینان سیاسی و روحیه‌ی پذیرنده در برابر اندیشه‌های معقول محیط همه‌ی روزگار شد. موردهایی هست که در آن‌ها سادگی راه‌بند افق نیست، برعکس گشاینده‌ی افق‌های تازه است، نقاش را در محدوده‌ی دست‌آفریده‌های خود زندانی نمی‌کند، برعکس همه‌ی قیدوبندها را از دست‌وپای او باز می‌کند.
کوربه‌ای که موردنظر من است، هم دهاتی است و هم نظریه‌پرداز. هنگامی که باید آیین‌گذار باشد، دهقان است و هنگامی که باید دهقان باشد، آیین‌گذار است و ساده‌مردی است در محاصره‌ی روشنفکران، دهقان زبان‌درازی است با شکمی عظیم. بالاتر از همه، افراطی است و خودخواه و خودرأی. همه‌ی این‌ها ما را به یاد تعبیر بودلر می‌اندازد: «کوربه جهان را نجات می‌دهد».
"تصویر مردم (گوستاو کوربه انقلاب ۱۸۴۸) ، تی.‌جی.کلارک، ترجمه‌ی علی معصومی، نشر حرفه نویسنده."

نام و سال خلق اثر: مخمور خفته/ ۱۸۴۷.

انتخاب متن و تصویر: فرزاد عظیم بیک