صفحه اصلی نوشتار

واقعۀ کربلا به روایت هنرمندان چاپ سنگی ایران

واقعۀ کربلا و سایر روایت های مذهبی ایران ترکیبی است از حوادث تاریخی و تخیّل هنرمندانۀ مردم که از آیین ها و اعتقادات ایران قبل از اسلام منشأ گرفته است. به عبارت دیگر تشیّع ترکیبی است از اسلام و فرهنگ های مذهبی ایران قدیم.


جهانگیر کازرونی

واقعۀ کربلا و سایر روایتهای مذهبی ایران ترکیبی است از حوادث تاریخی و تخیّل هنرمندانۀ مردم که از آیینها و اعتقادات ایران قبل از اسلام منشأ گرفته است. بهعبارتدیگر تشیّع ترکیبی است از اسلام و فرهنگهای مذهبی ایران قدیم. حماسۀ کربلا شاید مهمترین حادثۀ مذهبی ایران است که یکی از عوامل هویتدهندۀ ایرانیان امروز است. هنرمندان که طبیعتاً دارای حساسیت بیشتری هستند از این حادثه استفاده کرده و آن را به صورتهای گوناگون هنری عرضه کردهاند و به این طریق توانستهاند مردم را با ریشههای فرهنگی خود آشنا نگه دارند.

فرهنگ نوشتاری در مقایسه با فرهنگهای تصویری و حتی نمایشی آزادی بیشتری برای عرضۀ تفکرات تخیلی خود داشته و لذا گسترش آن هم قدیمیتر و هم گستردهتر می باشد. تا قبل از چاپ حتی فرهنگ نوشتاری هم امکان پخش و تعمیم محدودی دارد و تنها بعد از چاپ است که گروه بیشتری از مردم میتوانند از کتاب یا سایر گونههای نوشتاری استفاده کنند. گسترش تفکر آزادیخواهانه و مردمسالاری بعد از انتشار نسخههای متعدد نوشتههاست که عملی میشود. هنرمندان نقاش هم همانگونه که در مورد کتابهای خطی مصور با نویسنده همکاری میکردند بعد از چاپ به فکر این مشارکت افتادند. این عمل اگرچه همیشه عملی منعشده بود ولی مصورکردن کتابهای مذهبی منع بیشتری داشت. این موضوع در تاریخ نگارگری ایران بهوضوح قابل رؤیت است. این نقاشیهای حماسی یا حتی بزمی در مقایسه با نقاشی مذهبی هم قدمت و هم گسترش بیشتری دارد.

اولین کتابهای چاپی ایران با روشی غیر از چاپ سنگی (لیتوگرافی) چاپ میشود. اولین کتاب چاپی رسالۀ جهادیۀ قائممقام فراهانی است که در سال 1233 هجری قمری (معادل 1817 میلادی) چاپ میشود. روش چاپ این کتاب تایپوگرافی است.

روش تایپوگرافی که در 1799 میلادی در اروپا ابداع می شود حدود 25 سال بعد بهوسیلۀ عباس میرزا از راه روسیه وارد ایران میشود و اولین کتاب چاپ سنگی در تاریخ 1248 هجری قمری (1832 میلادی) در تبریز به چاپ میرسد. این کتاب یک قرآن است.

اولین کتاب مصور در 1259 هجری قمری کتاب لیلی و مجنون مکتبی است که تنها 4 تصویر با کیفیت متوسط دارد. این سال اهمیت دیگری هم دارد - سال ترجمۀ اول هزارویک شب از عربی به فارسی به دستور ناصرالدین شاه توسط عبداللطیف طسوجی است.

در سال 1261 هجری قمری یکی دو کتاب مصور منتشر میشود که اهمیت زیادی ندارند. یکی از این کتابها خمسۀ نظامی است که 19 قاب خالی داشت که بعداً میبایستی توسط هنرمندان نقاشی میشد. با ورود میرزا علیقلی خویی به حوزۀ نقاشی کتابهای چاپی، دورۀ درخشان این هنر شروع میشود. خویی در 1263 هجری قمری با نقاشی دو کتاب نوشآفرین و بختیارنامه و بهخصوص یک سال بعد در 1263 هجری قمری با نقاشی چهار کتاب عجایبالمخلوقات خمسۀ نظامی (دو شاهکار مسلّم) و دو کتاب دیگر خسرو و دیوزاد و مجالسالمتقین حضور چشمگیر و بسیار بااهمیت خود را اعلام میکند. علیقلی خویی که از زندگیاش تقریباً هیچگونه اطلاع دقیقی نداریم حدود 10 سال فعالیت خود نزدیک 30 کتاب را مصور کرده و تقریباً 1200 نقاشی تولید میکند که بدون شک درخشانترین چهرۀ نهتنها کتابهای چاپ سنگی بلکه اگر نه مهمترین ولی به همراه صنیعالملک و یکی دو نفر دیگر از اثرگذارترین نقاشان دوران قاجار میباشد.

جالب اینجاست که تنها چیزی که دربارۀ این استاد مسلّم نقاشی نگاشته شده یک خط مطلبی است که محمدعلی کریمزاده تبریزی در کتاب چهارجلدی نقاشان قدیم ایران خود نوشته است: «نقاشی سادهکار و خوشدست که علاقهمند صنعت تصویر است».

این نقاش سادهکار خالق حداقل ده شاهکار است: علاوهبر خمسه و عجایبالمخلوقات کتابهای درخشان دیگر او را میتوان به این ترتیب نام برد: هزارویک شب در 1272، شاهنامه 1265، سعدی 1268، طوفانالبکاء 1269، اسرارالشّهاده 1268، حملۀ حیدری 1269 و چند بار دیگر خمسه، طوفانالبکاء، سعدی و .... را نقاشی کرد.

آخرین کتابهای خویی هزارویک شب و طوفانالبکاء است که در سال 1272 هجری قمری منتشر میشود که  دو شاهکار به حساب میآیند. نکتهای که در مورد نقاشیهای چاپ سنگی باید گفته شود نازلشدن کیفیت آن در طول حدود صد سال تاریخ آن است.

اولین آثار مهمترین و درخشانترین آنهاست بهطوریکه دورۀ ده بیست سال اول انتشار این کتابها را از 1261 تا 1280 را میتوان دورۀ اوج آنها دانست (بهویژه 10 سال فعالیت خویی) بعد از 1300 سرعت سقوط بیشتر میشود، بهصورتی که آخرین سالها را میتوان سال مرگ این نوع نقاشی دانست. این پدیده یعنی سقوط تدریجی قابل بررسی است. شاید به این ترتیب بتوان نکات مبهم این دوران را روشن کرد.

کتابهای چاپ سنگی این گروه عبارتاند از:

اسرارالشهاده، طوفانالبکاء، قصصالانبیاء، حملۀ حیدری، جامعالمعجزات، حمزهنامه، مختارنامه، جودی.

علاوهبر این کتابها، عناوین دیگری هم هستند که بهصورتی غیرمستقیم مذهبی هستند مثل اسکندرنامه، یوسف و زلیخا، جامعالتمثیل.

بهترین این کتابها هم طوفانالبکاء و اسرارالشهاده و ... بهوسیلۀ علیقلی خویی مصور شدهاند. در اینجا هم خویی بیشترین استعداد و تخیّل خود را به نمایش گذاشته است و بعضی از زیباترین ترکیببندیها را ارائه داده است.

 این کتابها بهخصوص طوفانالبکاء بهکرّات توسط خود علیقلی خویی تجدید چاپ شده است و تنها شاهنامه در این مسابقه میتواند با این کتاب رقابت کند. این موضوع از علایق ذهنی و مذهبی مردم حکایت میکند. بعد از این دو کتاب کلیات سعدی، حملۀ حیدری و اسکندرنامه بیشترین چاپها را داشتهاند. حملۀ حیدری بهجز خویی توسط علیخان نقاش و هاشم شیرازی هم مصور شده است.

قصصالانبیا هم کتاب قابلتوجهی است، چاپ 1286 با 15 تصویر بسیار خوب و خط خوب، جامعالمعجزات هم بهخصوص بهدلیل تصاویر بزرگ و بسیار خوب خود همراه با حمزهنامه، مختارنامه و جودی این فهرست را کامل میکنند. متأسفانه نقاش بعضی از این کتابها شناختهشده نیستند و باید مورد بررسیهای بیشتر قرار گیرند.

نکته ای که باید عنوان شود مسئلۀ واکنش مردم نسبت به تصاویر مذهبی این کتابهاست. طبیعی است که تصاویر منسوب به اولیا و امامان حساسیت زیادی در بین مردم داشته است. در بعضی از نقاشی این کتابها تصاویر، بهخصوص صورت قدیسین سیاه شده و تصویر اشقیا اغلب پاره شده است. نوشته های کوتاه و بلند، از یک کلمه حتی فحش و بدوبیراه، تا یک پاراگراف که اغلب نوعی تفسیر است در کتابها دیده می شود.

نکتۀ دیگر رنگکردن تصاویر چاپ سنگی بهوسیلۀ نقاشان یا مردم عادی است. چاپهای سنگی ایران همه سیاه و سفیداند. تنها یک کتاب، ارداویرافنامه (خداینامک) منظوم چاپ بمبئی است که با 30 تصویر رنگی غیرمعمول و مدرن دوزخ را به تصویر کشیده و گناهکاران را درحالِ شکنجهشدن نمایش میدهد. کتابهای مصور که رنگ شدهاند دارای کیفیتهای بسیار متفاوتی هستند. بعضی بهدلیل استفاده از رنگ بد و اسیدی حتی پاره شدهاند ولی گاهی رنگآمیزی نقاشیها را از نظر کیفی بهتر کرده و تا سرحدّ یک نقاشی رنگی فوقالعاده خوب بالا برده است. تعدادی از این گونه نقاشیها را در مجموعۀ حاضر میتوان مشاهده کرد.

بهخصوص در نقاشیهای مذهبی عامل رنگ شخصیت خوب یا بد آنها را بهتر نشان میدهد. هنرمندی کسانی که رنگ آمیزی را انجام دادهاند در بعضی از کارها مشخص است.

 

مشخصات ساختاری، ترکیبی و استاتیک نقاشیهای مذهبی چاپ سنگی

در اینجاست که عامل رنگ در بعضی از نقاشیها کارکرد زیباشناسانه پیدا کرده است و این مطلب البته به نقاش مربوط نیست بلکه به کسی که رنگآمیزی را انجام داده است برمیگردد. ترکیببندی در نقاشیهای مذهبی نسبت به آثار دیگر چشمگیرتر است. اغلب در این نقاشیها، شخصیت اصلی در مرکز تابلو است و بقیۀ افراد و عوامل بهصورت متقارن در اطراف او قرار گرفتهاند. گاهی در صحنه با چند سطح روبروییم. هر کدام از این سطوح میتواند یک فضای متفاوت باشد. صحنههای جنگ اغلب ترکیببندی شلوغ و داینامیکی دارند و گاهی این آثار در حدّ یک شاهکار هستند. صحنههای بزمی اغلب ترکیبی متعادل و استاتیک دارند. زمینهها نسبت به سلیقۀ نقاش متفاوت است، بعضی در زمینۀ خالی کار میکنند ولی بیشتر بهخصوص در صحنههای داخلی با نوعی قاب که بهوسیلۀ پردهها شناخته شده مواجهیم. پرسوناژها و فاصلۀ آنها از یکدیگر اغلب از پرسپکتیو هندسی غربی تخطی میکند. آدمهای مهم اغلب بزرگتر کشیده میشوند. در فضاهای بیرونی اغلب قاب تصویر بهوسیلۀ کوهها و درختان و ... ترسیم میشوند. نشانهشناسی این نقاشیها ویژگی های خاص خود را دارند و -نحوۀ ایستادن و قرارگرفتن در صحنه- حیوانات و موجودات خیالی .... و عوامل بسیار دیگر.