صفحه اصلی نوشتار

کمالِ کمال الملک


محمدحسن حامدی

 

استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی در کتاب "حماسهی کویر" خاطره ای را نقل می کند که بسیار شنیدنی و قابل تامل است. اما پیشاپیش این توضیح لازم است که بدانیم "حکیم الملک" همان وزیر معارفی بود که کمال الملک با وجودش "مدرسه صنایع مستظرفه" را تاسیس نمود و حداقل یکبار از چهره اش نقاشی کرد، اثری که هم اکنون در موزه‌ی مجلس نگهداری می شود. با این همه و بر طبق اطلاعات این نوشتار، به نظر می رسد تعداد این پرتره ها از یک نمونه بیشتر بوده است. زنده یاد باستانی پاریزی می نویسد:

کمالِ کمال الملک

یک روزی آقای رمضانی مدیر مؤسسه ابن سینا گفت که بعد از مرگ حکیم الملک من به خانه او رفتم تا بعضی کتابهایش را بخرم. وراث او، هر چه داشت، در زیر زمین ریخته و بر آن قفل زده بودند، به زیرزمین رفتم، یک تابلوی رنگی بود که در کف اطاق افتاده بود و از رطوبت و شاش موش تغییر ماهیت داده بود، معلوم شد تابلویی بوده است به قلم کمال الملک از چهره حکیم الملک. گنج در ویرانه و آب انگور در خانه خرس!

یادم آمد که وقتی در موزه نقاشی آمستردام بودم، تابلو معروف رامبراند تحت عنوان "نگهبانان شب" را به من نشان دادند و گفتند که در جنگ دوم جهانی در حالی که مردم هلند روزانه بیش از چند صد کالری حرارت، جیره نان و شکر و سوخت نداشتند، دولت امریکا حاضر شد این تابلو را با پنج کشتی آذوقه مبادله نماید، اما مردم هلند نپذیرفتند، به گرسنگی ساختند و گفتند: ما يوسف خود نمی فروشیم تو سیم سیاه خود نگهدار. راز بقای چنین ملتی همین است، ملتی که در برابر گرسنگی ایستاد و یک تابلو نقاشی را از دست نداد.