صفحه اصلی نوشتار

یادی از کهنه کتابفروش شیراز

خبر را شهرام کریمی آورد و هر دو به تلخی گریستیم. "غلامحسین امامی" کهنه کتابفروش شیرازی از دنیا رفت.


محمدحسن حامدی

یادی از کهنه کتابفروش شیراز

 

خبر را شهرام کریمی آورد و هر دو به تلخی گریستیم. "غلامحسین امامی" کهنه کتابفروش شیرازی از دنیا رفت.

از متعدد کتابفروشانی که شناخته و می شناسم، امامی یگانه بود. شیفتگی عجیبی به کتاب داشت. کتاب را زندگی می کرد. تقریباً تمام کتاب ها و مجلاتی که می فروخت، یا می خواند و یا تورقی در صفحاتشان می کرد. و همین بود که از هر کتاب و هر نویسنده ای، نکته ای در آستین داشت تا با اشتیاق به مشتری خود بگوید و او را به خرید و خواندن ترغیب نماید. می دیدم که چگونه با مهارت هر ارباب رجوعی را با کتاب، از کتابفروشی مرخص می کند.

گوهر وجودی آدمی این چنین شیفته، البته تنها در فروش کتاب محدود نمانده بود. روشنفکری بود که با اندیشه و اندیشمند، آشنایی و دوستی داشت و اصولاً "کتابفروشی اسفند" همیشه و همه ساعت، پاتوق صاحبان قلم ، شاعران و هنرمندان پرشمار شهر شیراز بود.

طبع مخاطبان خود را می شناخت و برای همه ی آنان کتاب و مجله داشت. نمایندگی فروش مجلات تندیس، حرفه هنرمند، تجربه، بخارا و ده ‌ها نشریه ی دیگر با او بود. 

امامی، تمایلات سیاسی هم داشت و به گمانم با «جبهه ی ملی» مرتبط بود.

خاطرم هست در سالهای نوجوانی، او تنها کسی بود که نیمی از مکان کتابفروشی خود را به نمایشگاه آثار هنری اختصاص داده بود. و هنوز از یادم نرفته، لذت دیدن عکس های "نصرالله کسائیان " و طراحی های "امید مشکسار" که یکی را در کمال نام آشنایی و دیگری را در عین نوجوانی پذیرا شده بود.

اما هرچه از این سلسله ی کرامت بگویم در آخر می بایست این‌چنین به پایانش ببرم که او انسانی والا و صاحب اخلاق بود؛ مردی که در نبودش، بخشی از حافظه ی فرهنگی شهر شیراز را باید از دست رفته پنداشت.