صفحه اصلی نوشتار

فرودستان تاریخ هنر

پرونده «هنر اجتماعی»


سپهر دانش اشراقی

آنچه اثر هنری را اجتماعی می‌کند، تنها «موضوع اجتماعی» آن نیست.

هنر با موضوع اجتماعی ممکن است خیلی زود به کلیشه‌های سیاسی دچار ‌شود؛ این‌گونه هنرها هم‌سو با سیاست ورزی‌اند که ازنظر کارکرد ممکن است در جهت تثبیت یا نقد قدرت سیاسی عمل کند. رئالیسم سوسیالیستی گونه‌ای شناخته‌شده از هنر سیاسی و اجتماعی است که اگرچه برآمده از دیدگاه¬های انتقادی نسبت به نظام قدرت سرمایه‌داری بوده، اما در ساختار سیاسی کمونیسم کارکردی محافظه‌کارانه یافت. هنر اجتماعی را نباید بر اساس موضوع اجتماعی بلکه باید بر اساس محتوای اجتماعی تعریف کرد. محتوای اجتماعی با پیام اجتماعی متفاوت است. هنر تبلیغاتی، هنر سیاسی و پروپاگاندا بر پیام تأکیددارند. پیام اشاره به واحدی منسجم از معنای نهایی متن دارد که مملو از باورهای قطعی و گزاره‌های یقینی است. این باورهای یقینی و تغییرناپذیر است که کارکرد هنر را ایدئولوژیک می‌کند؛ اما هنر اجتماعی الزاماً پیام محور و به دنبال تثبیت ایدئولوژیک پیام‌های نظام قدرت نیست؛ بلکه برعکس، هنر اجتماعی هنری بازاندیشانه است که متن‌های ایدئولوژیک را به چالش می‌کشد. بر همین مبنا، باید گفت که هنر اجتماعی با هنرمتعهد تفاوت دارد؛ هنرمتعهد خود را پایبند به هدف، ارزش و باوری خاص می‌داند. از همین رو اغلب سمت و سویی ایدئولوژیک دارد؛ اما هنر اجتماعی همچون هنری مدنی است. همچون کنشی مدنی است.

 

متن کامل در شماره ۳۹۹-۳۹۸ تندیس