صفحه اصلی نوشتار

روزی که آهنگ هر حرف؛ رندگی‌ست

این یاداشت را در آبان ۱۳۹۶ و به بهانه نمایشگاه استاد اسماعیل شیشه‌گران نوشتم و هم‌این بار به‌خاطر درگذشت او که هنرمند و انسانی بزرگ بود، باز نشر می‌نمایم.


محمدحسن حامدی

اسماعیل شیشه‌گران به نسلی از هنرمندان ایران تعلق دارد که «آرمان‌خواهی» را سرلوحة کار داشتند اما از معدود کسانی است که همچنان با این عقیده از خود و هنرش پاسداری می‌کند. تأمل در مجموعه آثار او ما را با تنوعی روبه‌رو می‌کند که همگی از همان تصور آرمانی پیروی دارند.

مبارزه با استبداد، آرمانی بود که شیشه گران در جوانی با آن آمیختگی داشت. برای آن سماجت و خطر کرد اما برخلاف هم‌مسلکان، چون نتیجة قابل‌تصور را از حوادث ایام دریافت نکرد، از کار کناره نگرفت بلکه گسترة افکار را گسترش داد و چون به هیچ حزب و سازمانی وابستگی نداشت، آرمان‌هایی فراتر را درمنظر خود نشاند؛ آرمان‌هایی که به دغدغه‌های بشر امروز نزدیک‌تر بود؛ حقوق بشر، آزادی‌های اجتماعی، صلح و...

شیشه‌گران دانش‌آموخته نقاشی از هنرستان هنرهای زیبا و گرافیک از دانشگاه تهران است و از آمیزش این‌دو به رفتاری دست‌یافته تا معنای آثارش بارزتر جلوه کند. در کار او، هنر عمومی و بیواسطه گرافیک، صراحت «معنا» را بیشتر می‌کند و قدرت طراحی، استحکام آثارش را تضمین می‌نماید. فیگورهای انسانی و حیوانی او، محکم و خلل‌ناپذیرند و رنگ‌ها در یک هارمونی هوشمندانه، نهایت درخشش و جلوه‌گری را دارند.

پوسترهایی که وی با همکاری برادرانش کورش و بهزاد ساخت، مشحون از سمبل‌هایی آشناست؛ کبوتر آزادی، شهادت، گل، فریاد و رنگ‌های محدود و معناگرا که غالبا به سرخ و سیاه مختصر شده‌اند.

او حتی در آن هنگامی‌که به خلق آثار انتزاعی میپردازد، از تصورات ذهنی خود فاصله نمی‌گیرد و با دخالت سمبل‌هایی که این‌بار در فرم و رنگ خلاصه شده‌اند؛ نظیر اندامواره‌های انسانی، رنگ قرمز و فرم‌های تیز و برنده، آرمان‌هایش را به مخاطب گوشزد می‌کند.

هنگامی‌که صحبت از رنج به‌میان می‌آید، این محتوا در دایره فکری شیشه‌گران تنها به رنج‌های سیاسی بشر مختصر نمی‌شود. او رنج را به خرد و کلان تقسیم نمی‌کند، حوادث طبیعی نظیر زلزله و سیل و حتی مشکلات اجتماعی مانند اعتیاد و طلاق، دغدغه‌های دائم او و دستمایه فکری‌اش برای ارائه آثار هنری هستند.

تصویر دوچرخه‌ها ـ که دورة مهمی از آثار او را شامل می‌شوند ـ می‌تواند نشانه‌ای از معصومیت ایام جوانی باشند که درگذر بی‌وقفة عمر و راهزنی‌های افکار مشتّت و رنگارنگ، ازدسترفته تلقی شوند. و از پسِ پست‌وبلند ایام و تمامی تلاش‌ها، آن‌زمان که بی‌توجهی دائمی بشر را، عمده‌ترین رنج می‌پندارد، تنها به ترسیم فریادی جانکاه بسنده می‌کند که اگرچه از سویدای دل برمی‌آمده؛ اما همچنان بنا ندارد از سیاهی شب و خلوت او فراتر رود!

آثار این هنرمند را علی‌رغم رویکرد سیاسی‌شان، نباید سیاسی پنداشت؛ چراکه «امید» قطعی‌ترین اندیشهایست که از میان آنها زبانه می‌کشد؛ از دهانه اسلحه‌ها گل می‌روید و همیشه کبوتری هست تا واژه صلح و دوستی را یادآوری کند.

اسماعیل شیشه‌گران در نقد زندگی بشر، زندگی خود را کریمانه ایثار کرده است. تلاش‌های او در خاطر من، همواره این کلام شاملوی شاعر را به‌یاد می‌آورند:

"روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و

مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت...

و من آن روز را انتظار میکشم

حتی روزی

که دیگر نباشم. "