صفحه اصلی نوشتار

هنرمند و کارگر؛ وحدت در موقعیت

پرونده‌ «حق هنرمند؟»


علی گلستانه

کارفرمای پنهان هنر (نهادهای اقتصادی هنر) به هنرمند زمان کافی می‌دهد و در عوض بخش بزرگی از سود حاصل از کارش را برمی‌دارد. به‌عبارتی، هنرمند نیروی کارش را در ازای زمان می‌فروشد، نه ثروت. در قیاس با کارگران، آزادی هنرمند (که چیزی جز آزادیِ زمان نیست) در ازای چشم‌پوشی از سود کلانی به دست می‌آید که نهادهای هنری آن را برای خود تصرف می‌کنند. باز به بیان روشن‌تر، ثروت و زمان کسب‌شده از کار اجباری کارگران به دنیای هنر امکان ادامه‌ی حیات می‌دهد؛ اما نهادهای اقتصادی‌ای که هنر را عرضه می‌کنند، بخشی از ثروت حاصل از کار هنرمند را هم می‌گیرند و در ازای آن به او زمان باز هم بیشتری می‌دهند. هنرمند از یک جهت کسی است که زمان اضافی دارد. او باید این زمان را مقتصدانه خرج کند: او تولیدکننده‌ای است که باید بخش بیشتری از زندگی خود را به کار مشغول شود تا بتواند کمبود درآمد خود را جبران کند. پس هنرمند نیروی کار خود را می‌دهد تا زمان بیشتری به دست آورد که بتواند، برای جبران کمبود درآمد، بیشتر کار کند، هرچند این امتیاز را دارد که کارش فراغتش باشد. او استثمار می‌شود؛ اما این موقعیت استثمارشدن تحت لوای مجموعه‌ای از ایدئولوژی‌ها درباره‌ی «موقعیت استثنائی هنرمند» پوشیده می‌ماند: «همه‌ی زندگی او هنرش است»، چون باید همه‌ی عمر به کار هنری مشغول باشد.

 

متن کامل در شماره ۳۹۷-۳۹۶ تندیس