صفحه اصلی نوشتار

بازستانی حق

پرونده «حق هنرمند؟»


شروین طاهری

بازستاندن حق به معنای واژگون کردن انتزاع توخالی مفهوم شهروندی است. هنرمند تنها با بازتعریف هنر قادر خواهد بود طالب چیزی بیشتر از حق توخالی اش شود. نگاهی سریع به آوانگاردها ی هنری ابتدای قرن بیستم نشان می دهد که این کنش تنها با "گشودن صحنه هنر به عرصه عمومی" میسر می شود. هنر آوانگارد در برابر هنر آکادمیک، کوشید چه در صورت تولید اثر و چه در موضوعاتش قدرت برسازنده دیگران، محذوفان و نیروهای اجتماعی جامانده در چرخ دنده های تولید اجتماعی را بکار گیرد و به این ترتیب هنر را از کالایی صرف برای مصرف سلیقه های خاص یا فضیلتی درخود مانده جدا سازد. آوانگاردها "قدرت منفی" هنر را کشف کردند. هنرمند در جدال برای ساختن اثر نه تنها ماهیت "تخصصی" نوعی از کار را نفی می کرد بلکه محصول تنها به میانجی مداخله مخاطبان هنوز نیامده می توانست کامل شود. به این ترتیب هنرمند با نفی کارویژه اجتماعی اش مردمان آینده را پیکربندی می کرد. حاصل آزاد شدن کار از غایت خاص بود. کار منفی نه تنها مزیتهای آزادی-از را درخود درونی می ساخت بلکه آزادی برای آزادی را جایگزین آزادی برای تولید می کرد. هنرمند در این معنا به "سیاست مدار" یا " شهروند انضمامی" مبدل و هنر از مقوله ای القایی-آموزشی به بدن حسانی حق جابه جا می شد.

 

متن کامل در شماره ۳۰۷-۳۹۶ تندیس