صفحه اصلی نوشتار

تاریخ مختصری از نقد عکاسی، یا چرا منتقدان عکاسی از عکاسی بیزارند؟

قسمت دوم این مقاله ترجمه‌ و تلخیص از فصل یکم کتاب «تشعشع بی‌رحم: عکاسی و خشونت سیاسی» (۲۰۱۰)، نوشته‌ی سوزی لینفیلد


گل‌آرا جهانیان

بنیامین، به نوعی، از کسب‌وکار عکاسانه به شدت انتقاد کرد، اما خطاست اگر بگوییم او عکس‌ها را دوست نداشت. برعکس: او، درمقام یک دیالکتیک‌گرا، بر این باور بود که عکسْ امکانات رهایی‌بخشِ حقیقتاً انقلابی‌ای را عرضه کرده است. بنیامین در مقاله‌ی خود، «تاریخ مختصر عکاسی» (۱۹۳۱)، به این بحث می‌پردازد که عکاسی «شیوه‌ی بدیعی از دیدن» را خلق کرده بود، شیوه‌ای که توده‌های مردم عادی را به جهان نزدیک‌تر کرد و به آن‌ها این امکان را داد که «بر آثار هنری تسلط یابند». او چند سال بعد، در «اثر هنری در عصر بازتولیدپذیری مکانیکی»، که اکنون به شدت تأثیرگذار است، درباره‌ی شیوه‌هایی نوشت که به واسطه‌ی آن‌ها فیلم و عکاسی در خُرد کردن سنت دخیل‌اند: «بازتولیدپذیری مکانیکیْ اثر هنری را از قید وابستگی انگل‌وارش به آیین می‌رهاند... [اکنون، اثر هنری] به جای اینکه بر آیین استوار باشد، بر رویه‌ی دیگری استوار است‌ـ‌فلسفه‌ی سیاسی». در نظر بنیامین، عکاسی بخشی از پروژه‌ی تقدس‌زدایی از جهان بود، درحقیقت بخشی از وظیفه‌ی جانکاه اما ضروری مدرنیته.

 

 

متن کامل در تندیس ۳۹۵-۳۹۴